:)))

یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴، 16:46

دلم تنگ شده :)

واسه خاله بازی با دختر عمه ای که سه سال از من بزرگ تر بود،گاهی چقدر اصرار میکردم که باهام بازی کنه :)

دلم واسه بازی کردنا با دخترای فامیل تنگ شده... مخصوصا اون یه نفر مورد علاقم :) که الان خیلی کم همدیگه رو میبینم

پسرایی که الان بزرگ شدن و حتی به هم سلام نمی‌کنیم...ولی یه زمانی همبازی بودیم

واسه آدمایی که دیگه نیستن دلم تنگ شده،واسه اونروز که عزیز جون بیدارم کرد و رفتیم توی باغش،گردو میچیدیم و دامنشو باز کرده بود و میریختشون توی دامنش... واسه دایی جعفر،که می‌گفت توی عروسیت میرقصم و الان دیگه نیست...واسه عمه زهرا،وقتایی که میرفتم خونشون... درسته فامیلای نزدیک من نبودن،مامانبزرگ مامانم،دایی و عمه ی بابام...

دام واسه خیلی چیزا تنگ شده...

person 𝓡𝓮𝔂𝓱𝓪𝓷𝓮𝓱
chat
•••